حمید محمدی و سعید محمدی چه کسانی هستند و چگونه توانستند چنین کسب و کاری را راه اندازی کنند. با این تفاسیر میتوان از دیجیکالا با مدیریت موسس دیجی کالا – به عنوان یکی از موفقترین استارتاپهای کنونی ایران نام برد که در یک دهه اخیر قدم به قدم پیشرفت کرده و با پشت سر گذاشتن چالش های مختلف توانسته در حال حاضر تبدیل به بزرگترین خرده فروشی اینترنتی خاورمیانه شود.
بسیاری از کسب و کارهای موفق دارای صاحبانی هستند که با اقدام های ساده ای شروع کرده اند و توانسته اند قد به قدم پیشرفت کنند و به موفقیت دست پیدا کنند . یکی از این افراد مالک دیجی کالا است . این کسب و کار که با همکاری دو برادر شروع شد و هم اکنون یکی از برندهای معروف ایران شده است.
پیشنهاد ما به شما:راه اندازی کسب و کار
آن ها با یک وب سایت شروع کردند و کمک کم به این فکر افتادن که محصولاتی را در وب سایت خود به فروش برسانند که در نهایت در این کار موفق شدند و بدین ترتیب کسب وکار دیجی کالا به وجود آمد.
دیجیکالا موفق شده تا به مستعدترین استارتاپ کشور تبدیل شود؛ به طوری که به گفتهی موسسین این استارتاپِ رو به رشد، دیجیکالا فاصلهی بسیار اندکی با رسیدن به ارزش یک میلیارد دلاری دارد تا رکورد جدیدی را در میان استارتاپهای ایرانی به نام خود ثبت کند.
دیجیکالا طی دو، سه سال اخیر به پربازدیدترین فروشگاه خرده فروشی اینترنتی خاورمیانه تبدیل شد، حال آنکه شتاب رشد بالای این استارتاپ ایرانی ،روند صعودی خود را ادامه میدهد، حمید محمدی و سعید محمدی به عنوان بنیانگذاران دیجیکالا امیدوار هستند تا این روند ادامهیافته و طی ماههای آینده شاهد تبدیل شدن دیجیکالا به بزرگترین فروشگاه اینترنتی منطقهی خاورمیانه و شمال آفریقا از نظر فروش باشند.
موسس دیجی کالا ،خود را در بستری آغاز کرد که در دهه هشتاد شمسی نیاز به وجود چنین امکاناتی در میان جوانان کاملا احساس میشد، و البته که سن و سال جوان موسسین این شبکه فروش اینترنتی محصولات گویای این حقیقت است.
حمید محمدی و سعید محمدی
حمید و سعید محمدی در اسفند ماه سال 1358 در محله ابوذر
تهران و در خانواده ایی پر جمعیت متولد شدهاند. مادر خانه دار و پدر به شغل
نانوایی در نانوایی خودش مشغول بود.
خانوادهایی با 11 فرزند که از لحاظ سطح درآمدی و تحصیلات پدر و مادر
بسیار معمولی بودند، ولی سبک زندگی متمایز از بافت اجتماعی منطقه
سکونتشان، از آنها خانوادهایی تحصیلکرده که پدر و مادر به تحصیل اهمیت
بسیاری میدادند،ساخت.
حمید و سعید محمدی دوره ابتدایی را با هم در همان محله ابوذر در یک مدرسه گذراندند، ولی حمید دوره راهنمایی و دبیرستان را در مدرسه تیزهوشان شهید بهشتی شهرری طی نمود و سعید در مدرسه نمونه دولتی ابن سینا، در میدان قزوین دوران مدرسه را سپری کرد و در نهایت هر دو در پایان دوره متوسطه دیپلم ریاضی گرفتند.
حمید محمدی در رشته مهندسی صنایع دانشگاه خواجه نصیر و سعید محمدی در
رشته مهندسی مکانیک دانشگاه آزاد، واحد علوم و تحقیقات، تحصیلات کارشناسی خود را
به پایان رساندند.
در ادامه هر دو موفق به اخذ مدرک کارشناسی ارشد در رشته MBA شدند.
پیشنهاد ما به شما: کسب و کار موفق
سیگنال های اجتماعی تعامل و تعامل انسان با پست های رسانه های اجتماعی است. سیگنال های اجتماعی عبارتند از:
هرچه تعداد لایک ها، اشتراک گذاری ها، بازدیدها و کلیک های یک پست اجتماعی بیشتر باشد – بیشتر قابل مشاهده است و در رسانه های اجتماعی شما رتبه بالاتری دارد.
پیشنهاد ما به شما: هزینه سئو
موتورهای جستجو سیگنال های اجتماعی را به عنوان شاخصی از منابع محتوای با کیفیت، ارزشمند و مفید رصد می کنند. در حالی که گوگل به طور رسمی از سیگنال های اجتماعی به عنوان فاکتور رتبه بندی استفاده نمی کند، می دانیم که بک لینک ها، هدف جستجو، کیفیت محتوا، تازگی و اعتبار از عوامل رتبه بندی هستند.
و هر چه پستهای اجتماعی شما سیگنالهای اجتماعی، تعامل و دید بیشتری داشته باشند – این نکته به Google میگوید که محتوایی را به اشتراک میگذارید که هدف جستجو را برآورده میکند – مرتبط و معتبر است، با کیفیت بالا و تازه است، و اشتراک گذاری های اجتماعی بک لینک بیشتری به محتوای شما ایجاد میکنند.
سیگنالهای اجتماعی به موتورهای جستجو میگویند که کدام محتوا مرتبط، محبوب و قابل اعتماد است؛ و این میتواند رتبه جستجوی ارگانیک سئو را برای محتوا و صفحه افزایش دهد. موتورهای جستجو می خواهند محتوای با کیفیتی را در اختیار مردم قرار دهند که هدف جستجوی آنها را برآورده کند. برای انجام این کار، موتورهای جستجو مانند گوگل و بینگ محتوا را بر اساس تعدادی از عوامل رتبه بندی، از جمله میزان محبوبیت یا قابل مشاهده بودن URL، رتبه بندی می کنند.
و اینجا، دقیقا جایی است که موقعیت و چگونگی سیگنال های اجتماعی اهمیت دارد. تعداد زیادی لایک، اشتراک گذاری و بازدید از یک پست اجتماعی به موتورهای جستجو اطلاع می دهد که این محتوا نیازهای کاربران آنها را برآورده می کند. تاثیر غیرمستقیم افزایش ترافیک وب سایت، بک لینک ها و دیده شدن پست های اجتماعی با میزان تعامل بالا، بر روی سئو و رتبه بندی صفحه نتایج موتور جستجو (SERP) شما تأثیر می گذارد.
با تاکید بر اهمیت تعامل اجتماعی و دیده شدن در فاکتورهای رتبه بندی و سئو، به یاد داشته باشید که گوگل با توییتر شراکت دارد. این همکاری که در سال 2015 شکل گرفت، تمرکز خود را بر جستجوی اجتماعی و قدرت دنبال کنندگان رسانه های اجتماعی برای تقویت ارزش و ارتباط محتوا قرار می دهد.
به بیان ساده، هر لایک، ریتوییت، دوبارهسازی، اشتراکگذاری، کلیک روی URL و مشاهده باعث افزایش دید، ایجاد بک لینک و آگاهی میشود – به موتورهای جستجو میگوید که محتوا مرتبط، تازه، با کیفیت و مهم است – و در نهایت سئو را بهبود می بخشد.
و رتبه بندی جستجو بر خلاف گوگل و بینگ، تعامل کاربر (سیگنال های اجتماعی) را به عنوان یک عامل رتبه بندی در نظر می گیرد. بینگ تعامل کاربر، تازگی، کیفیت، اعتبار و ارتباط را از عوامل مهم رتبه بندی می داند. تاکید بر اینکه چگونه لایک ها، اشتراک گذاری ها، بازدیدها و کلیک های اجتماعی می توانند بر رتبه بندی جستجوی بینگ شما تاثیر بگذارند و انجام می دهند. داده های اخیر نشان می دهد که 36 درصد از جستجوهای دسکتاپ در آمریکا در Bing انجام می شود و این عددی که نباید نادیده گرفته شود!
تقریبا دو سال پیش، در دسامبر 2010، دنی سالیوان مقاله ای روشنگر درباره سیگنال های اجتماعی و تاثیر آنها بر رتبه بندی موتورهای جستجو نوشت. این مقاله امکان تاثیر سیگنال های اجتماعی بر رتبه بندی را بررسی کرد، اما برای زمان خود زود بود. روش های لینک سازی مقیاس پذیر بسیار رایج بودند، و توجه زیادی به سیگنال های اجتماعی در بخش بزرگی از صنعت صورت نمیگرفت. سالیوان این سوال را مطرح کرد:
آیا یکی از موتورهای جستجوی اصلی واقعا از این سیگنال های اجتماعی برای رتبه بندی نتایج جستجوی معمولی استفاده می کنند؟
او به این نتیجه رسید که داده های فیس بوک تا حد زیادی توسط گوگل استفاده نمی شوند (به دلیل دسترسی نداشتن به داده های دیوار شخصی از فیس بوک)، اما «ریتوییت ها به عنوان شکل جدیدی از ایجاد پیوند عمل می کنند. صفحه خود را در توییت های افراد معتبر ذکر کنید، و این می تواند تا حدی به رتبه بندی شما در نتایج جستجوی معمولی کمک کند.”
حدود دو هفته بعد، مت کاتز یک ویدیوی وب مستر منتشر کرد که در آن تایید کرد که سیگنال های اجتماعی در واقع در سئوی ارگانیک نقش دارند.
همهی ما اسم وارن بافت را به عنوان یکی از بزرگترین بورسیهای دنیا و یکی از بزرگترین سهامداران بازارهای بورس آمریکا میشناسیم و بارها و بارها، جملات معروفش را شنیدیم. اما یک جملهی بسیار معروف دارد که میگوید:
” در بورس، ثروت از افراد عجول به جیب افراد صبور انتقال پیدا میکند. “. در واقع این استراتژی سالیان سال آقای وارن بافت بوده است. اون همیشه سهامها را با دید بلند مدت و برای بنیادشان میخریده و همیشه دنبال این بوده که سهمهای ورشکسته را پیدا کند و با کار کردن بر روی این سهمها، سود خوبی را از آن خودش کند.
پس چیزی که برای ما خیلی باید مهم باشد، این باشد که برای مدیریت سرمایه در بورس، ما اول از همه باید یک استراتژی داشته باشیم و از اون مهم تر اینکه باید به استراتژی خودمان وفادار باشیم. اینکه ما هر هفته یک استراتژی جدید برای خودمان طراحی کنیم، کار درستی نیست.
بلکه ما باید اول آموزش ببینیم، بعد تحقیق کنیم، بعد نتایج تحقیق را، روی بازار بررسی کنیم و در نهایت یک استراتژی جامع برای خودمون طراحی کنیم و با توجه به اون استراتژی جامع معاملات خودمون رو انجام بدیم و سرمایه هایمان را چند برابر کنیم.
پیشنهاد ما به شما: انواع مدیریت
خیلی از سهامداران احساس میکنند که اگر یک روش معاملاتی، مثل تابلوخوانی یا تحلیل تکنیکال را یاد گرفتند دیگه همه چیز رو بلد هستند و این باعث میشود که روی سرمایه هایشان قمار کنند. اما یکی از اصلهای مدیریت سرمایه در بورس، این هست که شما تعصبی روی روشهای معاملاتی خودتان نداشته باشید.
تعصب روی روش معاملاتی، روی تحلیل و روی یک سهم، باعث میشود که شما سرمایتان را از دست بدید و یا از فرصتهای بازار جا بمونید. یک اصطلاحی را در بازار داریم که میگوید هیچوقت با یک سهم ازدواج نکنید.
در واقع سهمها در بازار هستند که به ما سود برسونند. اینکه ما تعصب روی یک سهم داشته باشیم و یا بخواهیم روی یک روش معاملاتی و یا روی یک سبک تحلیل خیلی تمرکز کنیم، باعث میشود که ما بقیهی فرصتهایی که بازار به ما میدهد را از دست بدیم
ششمین اصل از اصول مدیریت سرمایه در بورس، این هست که شما همیشه باید
نگاهتان به آینده باشد. این را همهی ما میدونیم که ما قیمت حال حاضر سهم رو
میبینیم، رفتار گذشتهی سهم را بررسی میکنیم برای سودی که در آینده میدهد، اون سهم
را خریداری میکنیم.
پس خیلی مهم هست که ما یک چشم انداز برای معاملات داشته باشیم که
بتواند تریدها و معاملات ما را منطقی تر و پرسودتر کند.
حالا برای اینکه به این چشم انداز برسیم باید چه کار کنیم؟ بهترین راه این هست که بین زمان و قیمت یکی را بعنوان مسیر معاملاتی خودمون انتخاب کنیم.
یک وقتایی هست ما یک سهم را میخریم و به این فکر میکنیم که باید در سه ماه اینده حداقل بیست درصد سود به ما برساند. خب اینجا ما روی زمان حساب باز کردیم و عنصر زمان برای ما مهم تر هست و اگر اون سهم در سه ماه آینده پنجاه درصد سود داد، یا بیست درصد ضرر داد، برای ما چیزی که مهم است این هست که از معامله بیرون میایم و بقیهی فرصتهای بازار را رصد میکنیم.
اما راه دیگر این هست که ما روی قیمت و ارزش یک سهم حساب باز کنیم و چشم انداز خودمان را طراحی کنیم. فرض کنید که شما به این باور رسیدید که یک سهمی ارزشش هزار تومن است اما الان دارد روی ششصد تومان معامله میشود. پس روی تارگت با حد سود و حد ضرر مشخص، حساب باز میکنید و معامله را انجام میدهید و زمان برایتان از اولویت خارج میشود.
چیزی که خیلی باید روی آن تمرکز داشته باشید داشتن یک چشم انداز نسبت به آینده است. آن چیزی که الان دارید میبینید همان آیندهای هست که چند وقت پیش بهش توجه نکردید و اگر الان هم برای آینده برنامه ریزی درستی نداشته باشید، طبیعتا باز هم نمیتوانید مدیریت سرمایه در بورس را به درستی انجام بدید و سود خوبی بگیرید.
پیشنهاد ما به شما: راه کسب درآمد
خیلیها شاید فکر کنند که روشن فکری در بازار سرمایه معنی ندارد، اما بر اساس نظر کارشناسان مجله سرمایه گذاری، کسانی در مدیریت سرمایه در بورس موفق هستند که به جای خرید کور کورانه سهام و تنها نگاه کردن به برندها، به سراغ سهمی بروند که میتواند سود ساز باشد.
اگر همین الان از شما بخواهند که بین یک شرکت گمنام در بورس که سود سازی خوبی دارد و یک شرکت معروف که سود سازی متوسطی دارد، یکی را برای سرمایه گذاری انتخاب کنید، بر اساس شناختی که از برندها دارید، اون شرکتی را انتخاب میکنید که اسمش را بارها شنیدید.
این یک روش غلط برای مدیریت سرمایه در بورس هست و این باعث میشود که خیلی از سودهای پنهان بازار را از دست بدهید. یک مثال ساده برایتان میزنم که بروید چک کنید و ببینید که چقدر این سهم بیش از هر سهم دیگهای توی بازار ایران سود دارد. اگر به نمودار سهم وسدید نگاه کنید، میبینید که بیش از دو سه هزار درصد در یکسال سهامداران این سهم سود گرفتند.
در حالی که خیلیها حتی اسم این هلدینگ رو هم نشنیدند و خیلیا اصلا سراغ سهمهایی نمیروند که در بازار زرد و نارنجی تو فعال هستند. اما دید خوب داشتند و روشن فکر بودن نسبت به بازار سرمایه و انتخاب سهم سود ساز، کاملا خلاف چیزهایی هست که مردم عادی فکر میکنند. پس به دنبال سهامهایی باشید که قابلیت سود سازی دارند، نه اینکه برند هستند.
مجله سرمایه گذاری یا اینوستوپدیا، یکی از مجلههای با سابقه و تخصصی بازار سرمایه در دنیاست. این مجله علاوه بر اینکه تحلیلهای بی نقصی از بازار سرمایه ارائه میدهد، هر چند وقت یکبار نکتههایی را برای فعالان بازار سرمایه در مورد مدیریت سرمایه در بورس میگوید که بسیار کاربردیِ.
در این مقاله تیم ماهان تیموری تصمیم گرفته است که ده تا از این نکتههای درجه یک که در آخرین مقاله این مجله منتشر شده را برایتان مطرح کند و توضیحات لازم را برایتان بدهد. امیدواریم که این نکتهها، شما را به یکی از اون یک درصد افراد موفق در بازار سرمایه تبدیل کند
اولین نکتهای که مجله سرمایه گذاری در مورد مدیریت سرمایه در بورس به ما یاد میدهد این است که هیچ تضمینی وجود ندارد که بازار بعد از یک روند نزولی، حتما روند صعودی طی کند و شما دوباره سود کنید و یا سر به سر بتونید از یه سهم خارج بشید.
پس نباید هیچ وقت به این فکر کنید که اگر توی ضرر هستید، با صبر کردن میتوانید از ضرر در بیاید و حداقل با یه سود کمی سهمتان را بفروشید. چرا؟ به این دلیل که شما در بازار سرمایه، قراره که بر روی فرصتها سرمایه گذاری کنید و قرار نیست که با زمان و صبر کردن وارد یک معامله بشید.
چیزی که یک سرمایه گذار و تریدر را موفق میکند این هست که با توجه به اصول مدیریت سرمایه در بورس، بتواند از کوچک ترین فرصتها، برای رسیدن به سودهای چند برابری استفاده کند. خیلی وقتها میشود که یک فردی بدون تحلیل یک سهمی را میخرد. مثلا میرود سهم خساپا که خودروسازی سایپا هست را میخرد.
و به این فکر میکنه که خب این سهم که هیچوقت ضرر ده نخواهد بود، چون که همیشه ماشین هاش رو داره میفروشه و یکی از پر بازده ترین شرکتهای ایران محسوب میشه. اما یکهو مشابه اتفاقاتی که در مرداد سال 99 افتاد، سهام این شرکت بیش از سی درصد افت قیمت رو تجربه میکنه و اونوقت شما باید روزها این انتظار رو بکشید که قیمت سهم برگرده.
در حالی که اگر یک تحلیل درست داشتید و اصول مدیریت سرمایه را رعایت می کردید، میتوانستید خیلی راحت، منتظر فرصتی باشید که سهم در کف قیمتی قرار بگیرد و یک سود عالی ازش بدست بیارید. این مثال را برایتان زدم که اگر سهمی از هزار تومان بیاد 500 تومن، شما 50 درصد سرمایتان از دست دادید ولی برای اینکه دوباره از 500 بره هزار تومان، باید صد در صد سود کنید.
پیشنهاد ما به شما: انواع مدیریت
یکی از اشتباهاتی که اکثر تازه واردها در بازار سرمایه انجام میدهند این هست که با هر منفی، میخواهند از بازار فرار کنند. بگذارید یک مثال برایتان بزنم. فرض کنید که شما در یک بازار صعودی وارد بورس شدید و معاملاتتان را شروع کردید.
در روزهای اول هم سود خوبی گرفتید و اکثر سهام هایتان با بالای ده تا بیست درصد سود در بازار دارن معامله میشوند. اما یک روز بعد از چند روز سود دادن، بازار منفی میشود. یا اینکه شما یک سهمی را با تحلیل امروز خریدید و فردا منفی میشود و با دیدن یک منفی، احساس میکنید که اشتباه کردید که وارد بازار شدید و از بازار میاید بیرون.
خب بگذارید یک حساب سرانگشتی کنیم که اگر شما در هر هفته و هر روز دو تا معامله بزنید. در یک هفته تقریبا ده تا معامله میتوانید داشته باشید. اگر از این ده تا معامله، پنج تا از آنها فردا منفی بشوند و شما از بازار بیاید بیرون، در واقع شما چیزی حدود بیست و پنج درصد سرمایه خودتان را دود هوا کردید.
پس نکته اینجاست که قرار نیست ما با نوسانات کوتاه مدت و یا اتفاقاتی که در لحظه میفتد، مثل یک خبر بد، بخواهیم نسبت به سرمایه گذاری خودمان واکنش نشان بدهیم. اینکه ما یک میلیون سرمایه گذاری کرده باشیم و به پنجاه هزار تومان بالا و پایین قیمت واکنش نشان بدهیم و پولمان را از بازار بکشیم بیرون، خلاف اصول مدیریت سرمایه در بازار بورس هست.
خب باید چکار کنیم؟ بهترین راه این هست که به استراتژی خودمان پایبند باشیم. یک وقتهایی هست که ما را یک سهام به دید بلند مدت سرمایه گذاری کردیم و اون سهام در بازهای از سال، اوضاع خوبی ندارد و یک مقدار قیمتش افت میکند، اما ما میدونیم که با توجه به طرحهایی که دارد و با توجه به قیمتی که الان داره، سهم مناسبی برای سرمایه گذاری هست، پس قانون مدیریت سرمایه در بورس به ما میگوید که به استراتژی خودمان وفادار باشیم و سرمایمان را به بازی نگیریم.
پیشنهاد ما به شما: کسب درآمد
این اصل از مدیریت سرمایه در بورس را همیشه رو به روی خودتان داشته باشید که هیچ خبری، تا زمانی که منبع موثقی تاییدش نکرده، برای شما نباید معیار معامله باشد. یک اصطلاحی در بازار بورس آمریکا رایج هست که میگویند شایعه را بخر و خبر رو بفروش. در واقع این یک حقه در بازارهای بورس محسوب میشود که با سرمایه داران بزرگ با این روش، با سرمایهی خیلی از مردم بازی میکنند و سود میگیرند.
در واقع یک خبر یا یک حرفی در بازار میپیچد و ما که هیچ اطلاعی نداریم که چه اتفاقی دقیقا افتاده، از روی هیجان و از ترس از دست سرمایه، سریعا سهاممان را میفروشیم. یا حتی برعکس، یک خبر خوبی را در بازار شایعه میکنند و بعد شما میرید سهم میخرید، ولی در اصل، سرمایه داران بزرگ قصد فروش سهامشان با این روش رو داشتند.
پس خبرها را دنبال کنید، اما هر خبری را معیار معاملات خودتان قرار ندهید. مدیریت سرمایه در بورس به ما میگوید که سرمایهی ما، منبع اصلی درآمد و سود ما از بازار بورس می باشد، پس ما نباید آن را با هر چیز غیر معتبری آتیش بزنیم.
در مبحث مدیریت سرمایه در بازار بورس، ما چند اصل اساسی داریم که باید حسابی به آنها توجه کنیم و اونها رو مد نظر قرار بدیم. این را مطمئن باشید که اگر این تکنیکها را به درستی رعایت کنید، در کمتر از یکسال حداقل دو تا سه برابر سرمایهی خودتان از بورس سود میگیرید.
اولین تکنیکی که باید در مبحث مدیریت سرمایه در بورس رعایت کنید، بحث هیجان درمعامله هاست. من در مبحث تحلیل بنیادی به شما این را گفتم که خیلی از خبرها و خیلی از اتفاقات ممکن است که روی بورس تاثیر بگذارد و برای مدت زمان کوتاهی باعث شود که بورس یک رشد خوب یا ریزش زیادی داشته باشد.
اما کسی این وسط موفق است که به کل از این هیجانات دوری کند. وقتی میبیند بازار منفی هست، نباید سریعا سهمتونو بفروشید. نباید سریع برید تو صف فروش. در مقابل هم باید به این نکته توجه کنید که وقتی بازار مثبت هست، نباید برید تو صف خرید.
این نکته را از من داشته باشید که منفیهای بازار، فرصت خرید هستند و مثبتهای بازار فرصت نگهداری و یا فروش. یعنی وقتی بازار دارد اصلاح میکند یا به عبارتی میریزد، قانون مدیریت سرمایه در بورس میگوید که سهم بخرید و وقتی که بازار مثبته باید صبوری کرد و در نقطه مناسب فروخت.
پس دوری از هیجان و تکیه بر سواد و دانش بورسی مهمترین کاری هست که باید به آن توجه داشته باشید. اگر میخواهید خیلی خوب این مسئله را درک کنید، آموزش تحلیل تکنیکال را دنبال کنید. اونجا در مورد حمایتها و مقاومتها برایتان گفتم. حمایتها فرصت خرید و مقاومتها فرصت فروش یک سهم هستند.
پیشنهاد ما به شما : انواع مدیریت
پس دوری از هیجان و تکیه بر سواد و دانش بورسی مهمترین کاری هست که باید به آن توجه داشته باشید. اگر میخواهید خیلی خوب این مسئله را درک کنید، آموزش تحلیل تکنیکال را دنبال کنید. اونجا در مورد حمایتها و مقاومتها برایتان گفتم. حمایتها فرصت خرید و مقاومتها فرصت فروش یک سهم هستن.
برای این کار شما باید با هر میزان سرمایهای که وارد میشید، یه سبد سهام برای خودتان داشته باشید و این سبد سهام رو بر اساس دارایی خودتان، تنظیم کنید. اگر بخواهم یک مثال برایتان بزنم، باید بگویم که مثلا اگر ده میلیون تومان پول وارد بازار بورس کردید. باید حداقل این پول را به سهبخش تقسیم کنید.
چطوری؟ بزارید براتون واضحتر بگویم. اگر شما ده میلیون پول داشته باشید و همه را بریزید در یک سهم، اگر سهم یک منفی پنج بخوره شما پونصد هزار تومن پولتان را از دست دادید. اما اگر سه تا سهمش کنید و یکی از سهما منفی پنج بخوره. شما نهایت بین صد تا صد و پنجاه هزار تومن پول از دست دادید.
بهترین راه طبق اصول مدیریت سرمایه در بورس این هست که در سبدتان سه تا پنج سهم داشته باشید. پس سرمایهی خودتان را تقسیم بر سه تا پنج قسمت کنید و هر کدام را در یک سهم سرمایه گذاری کنید.
یکی از نکتههایی که خیلی از افراد به آن توجه نمی کنند و خیلی از تازه واردها از آن ضرر میکنند، این هست که از گروههای مختلف خرید نمیکنند. ما در بازار بورس، صنعتهای مختلفی داریم که به آنها میگوییم گروه سهام. مثلا وقتی میخواهیم در مورد صنعت خودرو صحبت کنیم، میگوییم گروه خودرویی.
خب برای خرید سهم، با توجه به اینکه شما سبد قراره بچینید، بهتر است که از گروههای مختلف خرید کنید. مدیریت سرمایه در بورس به شما میگوید که اگر یک خودرویی در سبد سرمایه گذاری خودتان دارید، بعدی را از یک گروه دیگر خرید کنید. مثلا بروید سراغ گروه غذایی.
این کار باعث میشود که شما جریان بازار را در دستتان بگیرید. مثالش را قبلا زدم. مثلا اگر خودروییها سود ده بودند و بانکیها در همان زمان، درجا زدن یا ریختن، شما نگران سرمایتان نیستید، چون مدیریت سرمایه کردید و همزمان هم دارید سود میکنید و هم از بازار جا نموندید. و ضررتان داره با سودتان حداقل یِر به یِر میشود.
پیشنهاد ما به شما: کسب و کار خانگی
طمع کردن و حریص بودن در بازار بورس، تضمین کننده ضرر کردن شماست. این را همین جا راحت به شما بگویم که کسی در بازارهای مالی بخصوص بورس موفق می باشد، که برای خودش یک حد و حدودی از سود و ضرر را تعیین کند.
وقتی که ما یک سهمی را با دانش میخریم. یعنی یاد میگیریم که تحلیل تکنیکال انجام بدهیم روی سهم. یاد میگیریم که تحلیل بنیادی روی سهم داشته باشیم و بعد میخریم، آن زمان هست که ما به هدفهای سهم آگاه هستیم. یعنی برای آن یک هدف سود تعیین میکنیم.
این میشود حد سود ما. ما برای هر سهمی که به آن ورود میکنیم، باید یک حد سود تعیین کنیم. این حد سود، خیال ما را راحت میکند که اگر سهم ما به اون قیمت مد نظر ما رسید، ما دیگر میفروشیم و یا سیو سود میکنیم. اما اشتباهی که خیلی از افراد میکنند این هست که به حد سود پایبند نیستند.